دکتر خیّام پور کیست؟

ادیب.
تولد: 1316(1277 ق.) تبریز.
درگذشت: 12 فروردین 1358، تهران.

Image

دكتر عبدالرّسول خیّام‏پور
عبدالرّسول خیّام‏پور، فرزند محمد تاهباز، پس از تحصیلات مقدماتى به تهران عازم و در سال 1306 به اخذ گواهینامه از دوره ادبى مدرسه دارالفنون نایل آمد. پس از سه سال خدمت دبیرى در دبیرستان شاهپور اهواز در تهران وارد دانشسراى عالى شد و در فلسفه و ادبیات لیسانس گرفت چون در امتحانات رشته‏ى مزبور درجه‏ى اول را حائز شد، به دریافت یك قطعه نشان علمى درجه‏ى اول نایل گردید. پس از آن به سمت دبیرى منصوب گردید. بعدا عهده‏دار مشاغل زیر شد: متصدى و مدیر دفتر دانشكده‏ى معقول و منقول، مدیر دبستان ایرانیان در استانبول از سال 1316 الى 1325 (در این مسافرت پس از چهار سال تحصیل در دانشكده‏ى ادبیات از شعبه‏ى ترمولوژى استانبول لیسانسیه شد و در تیر 1325 به ایران بازگشت)، معلم دستور ادبى و فلسفه در رشت؛ استاد رشته زبان و ادبیات فارسى در دانشكده ادبیات تبریز از مهر 1326؛ وى همچنین به معاونت دانشكده‏ى ادبیات رسید. وى در خرداد 1329 نیز به ریاست كتابخانه‏ى دانشكده نیز منصوب شد . در پانزدهم تیر 1348 بازنشسته شد و با توجه به موقعیت علمى ایشان، به پیشنهاد دانشكده‏ى ادبیات و علوم انسانى و تصویب دانشگاه تبریز از تاریخ دهم دى 1348 به مقام استادى ممتاز نایل آمد.
دكتر عبدالرسول خیام‏پور در شهریور 1349 به تهران نقل مكان كرد و از آن پس به جز یك سالى كه در یكى از مدارس عالى تهران به تدریس اشتغال داشت، تمام وقت خود را صرف تكمیل كتاب فرهنگ سخنوران (تبریز، 1340، تهران، 1372 ،1368) كرد و در سال‏هاى آخر عمر به علت بیمارى از هر گونه فعالیت فرهنگى نیز محروم شد.
فهرست آثار چاپ شده‏ى وى به شرح زیر است: مجمع الخواص (به قلم صادق افشار، ترجمه از تركى جغتایى به فارسى، 1327)؛ رساله‏ى عربى براى فارسى (اقتباس و ترجمه از المنجد 1336)؛ دستور زبان فارسى (1333 این كتاب به كرات به چاپ رسیده است)؛ یوسف و زلیخا (1339)؛ فرهنگ سخنوران (1340)؛ نگارستان دارا (تألیف عبدالرزاق دنبلى، 1342)؛ ریاض الوفاق (تألیف ذوالفقار على، 1343)؛ تذكره اختر (تألیف احمد گرجى، 1343)؛ مصطبه خراب (به قلم احمد قاجار، 1344)؛ حدیقه امان‏اللهى (نوشته میرزا عبدالله سنندجى، 1344)؛ تذكره‏ى روضة السلاطین (به قلم محمد بن امیرى فخرى هروى، 1345)؛ سفینة المحمود (نوشته‏ى محمود میرزا قاجار، 1346) جزوه‏اى تحت نام شیوه انتقاد در مجله راهنماى كتاب (آذر 1339)؛ حالات اسم در فارسى امروزى (1332)؛ خاقانى شروانى (1327). وى همچنین سلسله مقالاتى تحت عنوان «غلط مشهور» تحریر كرده است كه در سیزده شماره از شماره‏هاى سال اول و دوم نشریه «دانشكده‏ى ادبیات تبریز» به چاپ رسیده است.
(1358 -1277 ش)، محقق، مصصح، استاد دانشگاه و نویسنده. در تبریز متولد شد. پس از تحصیلات مقدماتى به تهران آمد و با گرفتن دیپلم ادبى از دارالفنون به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و پس از سه سال تدریس در اهواز براى ادامه‏ى تحصیل به تهران بازگشت و موفق به دریافت لیسانس فلسفه و ادبیات فارسى از دانشسراى عالى شد، سپس در دارالفنون و دیگر دبیرستانها به تدریس پرداخت. از سال 1316 ش به مدت نه سال سمت مدیرى دبستان ایرانیان را در استانبول بر عهده داشت و در ضمن خدمت، موفق به اخذ لیسانس و دكترى از دانشگاه استانبول شد. پس از مدتى تدریس در دانشكده‏ى ادبیات تبریز، به سمت ریاست كتابخانه و سپس معاونت دانشكده انتخاب شد. در سال 1348 ش بازنشسته شد و به دلیل خدمات علمى و پژوهشى به مقام استادى ممتاز نایل آمد. از آثار وى: تالیف «فرهنگ سخنوران»؛ «دستور زبان فارسى»؛ «رساله‏ى یوسف و زلخیا»؛ ترجمه و تصحیح و تحشیه‏ى «نگارستان دارا» و «مصطبه‏ى خراب» و «تذكره‏ى روضه السلاطین» و «سفینه المحمود» و «ریاض الوفاق».[1]
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر

منابع زندگینامه: [1] آینده (س 7، ش 3، ص 245 -243)، زندگینامه‏ى رجال و مشاهیر (248 -247/ 2)، فرهنگ سخنوران (مقدمه)، مولفین كتب چاپى (849 -847/ 3).
عبدالرّسول طاهباززاده:بهشت زهرا سلام الله علیها: تاریخ دفن:8-1-1358     قطعه: 24      ردیف:29     شماره:7

افشین عاطفی در آیینه ی کتاب

آذر 1354 در خانواده‌اي علمي و مذهبي كه در كاشان شهرتي دارد, چشم به جهان گشود. پس از تحصيلات متوسّطه به تأليف و تصحيح روي آورد و اكنون گذشته از كتابفروشي, مدير كتابخانة مدرسة علميّة امام خميني كاشان و مسئول كتابخانة آيت اللّه غروي كاشاني (كاشان شناسي) است.

آثار چاپ شده:

1 ـ زندگي نامة آيت‌اللّه العظمي غروي كاشاني

2 ـ زندگي نامة حاج ملّا محمّدحسن نطنزي كاشاني (عبدعليشاه)

3 ـ نغمة دل (مجموعة اشعار در بارة آيت‌اللّه غروي)

4 ـ جنگ شاعران كاشان (611 بيت از 170 شاعر) شمارة اول

5 ـ جنگ شاعران كاشان, شمارة دوم

6 ـ زندگي نامة آيت‌اللّه حاج سيّد محمّدكاظم حسيني كاشاني

7 ـ غم كربلا

8 ـ زندگي نامة آيت اللّه العظمي سيّد محمّد علوي بروجردي كاشاني

9 ـ مختصر جغرافياي كاشان / تأليف عبدالحسين ملك المورّخين كاشاني

10 ـ رياضي دانان كاشان

11 ـ ديوان وحشتي كاشاني, شاعر عصر صفوي

12 ـ مثنوي محمود, در مضرّات ترياك از سيّد احمد خاوري كاشاني

13 ـ بزرگان كاشان, جلد اول

14 ـ بزرگان كاشان, جلد دوم

15 ـ تولاّي علي (ع)

16 ـ ترانة زندگي / مجموعة اشعار استاد حسن عاطفي

17 ـ بلبلان خاموش (شرح حال مختصر شاعران گذشتة كاشان ) در كتاب سخنوران كاشان به چاپ رسيده است.

18 ـ مقدمه بر ديوان عبدعليشاه (به تصحيح حسن عاطفي)

19 ـ خاندان نراقي كاشان (مقاله)

20 ـ مقاله‌هايي در طوبي, رضوان, شفاعت و هفته نامة نداي قومس

در دست چاپ:

1 ـ ديوان اوجي نطنزي / كتابخانة مجلس شوراي اسلامي

2 ـ ليلي و مجنون نامي اصفهاني / (گنجينة بهارستان) كتابخانة مجلس

3 ـ انيس الذاكرين (ديوان كيوان كاشاني)

4 ـ تلخيص مرصادالعباد از عبدعليشاه

5 ـ بزرگان كاشان, جلد سوم

6 ـ‌ ديوان محمود خان ملك‌الشّعرا / با همكاري استاد حسن عاطفي

7 ـ ديوان تراب كاشاني / با همكاري استاد حسن عاطفي

 

 

شنیدنی هایی از انتقال بدن خلیل الله خلیلی

مردی به نام جعفر رنجبر ، باشنده اصلی ولسوالی شیبر ولایت بامیان که گفته می شود مسوول کتاب خانه استاد خلیل الله خلیلی در آکادمی علوم تاجیکستان است در یک اقدام بی نظیر، پیکر استاد خلیل الله خلیلی شاعر پرآوازه افغانستانی را از پاکستان به کابل انتقال داده است.
این مرد، اوایل هفته گذشته در تماس تلفنی با مسعود خلیلی، پسر استاد خلیل الله خلیلی، از او می خواهد تا پیکر پدرش را تسلیم شود.
آقای خلیلی که اکنون سفیر افغانستان در اسپانیا است می گوید که او و سایر اعضای خانواده اش، از شنیدن این خبر، حیرت زده شده و خواهان بررسی موضوع شدند.
اعضای خانواده استاد خلیلی پس از بررسی و تحقیقات لازم، مطمئن می شوند که این تابوت حامل پیکر استاد خلیل الله خلیلی است و تابوت را از این مرد تسلیم می شوند.
مقام های پاکستان نیز تائید کرده که تابوت استاد خلیلی الله خلیلی شاعر افغانستانی مدفون در خاک این کشور، در تاریکی شب به سرقت رفته است.

مسعود خلیلی پسر استاد خلیلی می گوید که آنان خواهان توضیحات این مرد، در خصوص انتقال پیکر استاد خلیلی شدند.
پسر استاد خلیلی گفت: "فرد حامل تابوت پدرم به من گفت که او این کار را از روی عشق به استاد خلیلی انجام داده و اگر نمی خواهی پیکر پدرت را تسلیم شوی، خود اقدام به دفنش می کنم و با اعمار منزلی در کنار محل دفن استاد خلیلی، از مزارش نگهبانی می کنم."
گفته می شود که مرد حامل پیکر استاد خلیلی به کمک یکی از نمایندگان پارلمان، موفق به دریافت نمبر تماس مسعود خلیلی پسر استاد خلیلی شده و در تماس با او(مسعود خلیلی) خواسته تا پیکر پدرش را تسلیم شود.
"دوباره بر می گردم"
پسر استاد خلیلی می گوید: "یکی از شعرهای پدرش حامل همین مفهوم است که روزی دوباره به "کلبه ویرانه ام" بر خواهم گشت که برگشت و یک بار دیگر، ساکن "کلبه ای" شد که زمانی که در آن شعر می گفت و قلم فرسایی می کرد."
مسعود خلیلی پسر استاد خلیلی از اتفاق جالب دیگری نیز سخن می گوید؛ "شبی که از انتقال پیکر پدرم به کابل اطلاع یافتم مصادف بود با شبی که کلبه شخصی (حجره که استاد خلیلی در آن شعر می نوشت) با تابلوی از این شعر استاد خلیلی مزین شد:
"یادم آید کابل زیبای من
صندلی و حجره تنهای من

یادم آید آن اطاق خاص من
حجره من گوشه اخلاص من
در اتاقم آن مبارک طاق ها
جلوه گاه ذوق را مصداق ها
طاق نی گنجینه اسرار دل
مشرق تابنده انوار دل
در هجوم لشکر اعدا دریغ
حجره ام شد مورد یغما دریغ"
به دنبال آگاهی مردم و مقام های دولتی اکنون منزل مسعود خلیلی پسر استاد خلیل الله خلیلی میزبان، صدهاتن از شهروندان کشور و مقام های عالی رتبه دولتی است.

پسر استاد خلیلی می گوید که شماری از شهروندان افغانستان از جمله والی بلخ، شهروندان هرات و بدخشان، خواهان دفن دوباره پیکر استاد خلیلی در این ولایت ها شدند اما به تاکید رییس جمهور و شماری از مقام های دولتی و فرهنگی، دانشگاه کابل به عنوان مکانی که روح خسته و پیکر آواره استاد خلیلی برای همیشه آرام بگیرد؛ انتخاب شد.

تشکیل کمیسیون ویژه
رئیس جمهور کرزی پس از آگاهی از انتقال پیکر استاد خلیل الله خلیلی به کابل، دستور داد تا کمیسیون ویژه ای، برای اتخاذ آمادگی ها در زمینه دفن دوباره پیکر استاد خلیلی، تشکیل شود که با ایجاد هماهنگی های این کمیسیون سرانجام پیکر استاد خلیلی روز سه شنبه در جوار آرامگاه سید جمال الدین افغان آرام گرفت.
استاد خلیل الله خلیلی فرزند میرزا محمد حسین خان در سال 1284 خورشیدی در منطقه موسوم به باغ جهان آراء کابل چشم به جهان گشود.
استاد خلیل الله خلیلی در سال 1366 خورشیدی، به دنبال مشکلات صحی، در یکی از شفاخانه های شهر اسلام آباد پاکستان، وفات کرد و بنا به وصیت خودش در شهر پشاور این کشور دفن خاک شد.

استاد خلیلی به دنبال سقوط حکومت محمد داوود خان نخستین رئیس جمهور افغانستان و روی کار آمدن نظام کمونیستی، مجبور به ترک افغانستان شد و به شهر نیوجرسی ایالات متحده امریکا رفت و پس از مدتی کوتاه به پاکستان آمد.
پس از آغاز اقامت در پاکستان، استاد خلیلی در کنار مهاجران افغانستانی، در برابر آنچه که نجات افغانستان از استبداد بیگانه ها خوانده می شود، به مبارزات سیاسی آغاز کرد.
استاد خلیلی الله خلیلی در سال 1366 خورشیدی، به دنبال مشکلات صحی، در شفاخانه "علی مدیکل سنتر" شهر اسلام اباد پاکستان، وفات کرد.
مسعود خلیلی پسر استاد خلیلی می گوید که پیکر استاد خلیلی بنا به وصیت خودش در کنار مقبره آوارگان افغانی در شهر پشاور پاکستان در قبرستان موسوم به "عبد الرحمن بابا" دفن خاک شد.
از استاد خلیلی به عنوان امیر سخنوران، ادیب توانا و شاعر بلند پایه افغانستان در حوزه ادبیات فارسی – دری نام برده می شود.
استاد خلیلی در مجموع ۶۲ اثر منظوم و منثور در عرصه ‌های مختلف هنر، ادب، سیاست، فلسفه و عرفان دارد که بیشتر این اثر ها در داخل و خارج از کشور به چاپ رسیده ‌است.
قاسم رحیمی – کابل
خبرگزاری بخدی

انتقال پیکر شاعری از پاکستان به  افغانستان

انتقال جسد خلیل الله خلیلی از پاکستان به افغانستان پس از ۲۵ سال

جسد خلیل الله خلیلی، شاعر و ادیب شناخته شده معاصر افغانستان پس از ۲۵سال از درگذشتش، از پاکستان به کابل منتقل و در مراسم رسمی به خاک سپرده شده است.

آقای خلیلی در بهار ۱۳۶۶در اسلام آباد، پایتخت پاکستان درگذشت و جسد او بر اساس وصیتش در گورستان آوارگان افغان در حومه شهر پیشاور به خاک سپرده شد.

اما اخیرا جسد آقای خلیلی از پیشاور به کابل انتقال داده شد و بر اساس تصمیم شورای وزیران افغانستان در محوطه دانشگاه کابل و در کنار آرامگاه سید جمال‌الدین افغان به خاک سپرده شد.

در مراسم خاکسپاری جسد آقای خلیلی اعضای خانواده او، شماری از اعضای کابینه، استادان دانشگاه کابل و دوست‌داران این شاعر شرکت کردند.

آقای خلیلی، متولد ۱۲۸۶خورشیدی، یکی از بزرگترین شاعران کلاسیک‌سرای افغانستان بود و در عرصه پژوهشهای ادبی و تاریخی هم آثار زیادی از او به جا مانده است.

آثار هرات، سلطنت غزنویان، فیض قدس‌، احوال و آثار حکیم سنایی‌، از بلخ تا قونیه‌، یمگان‌، نی‌نامه‌، و عیاری از خراسان‌، آثار پژوهشی او هستند.

او پسر میرزا محمدحسین خان مستوفی‌الممالک، از شخصیت های معروف دوره امیر حبیب‌الله بود که به فرمان شاه امان‌الله اعدام شد.

این امر فرصت تحصیل در نهادهای رسمی را در یازده سالگی از خلیلی‌الله خلیلی گرفت، اما چند سال پس از آن مقامهای دولت امانی متوجه استعدادش شدند و او را به عنوان مستوفی بلخ تعیین کردند.

استاد در سالهای ۱۳۲۰خورشیدی به معاونت دانشگاه کابل رسید، در ۱۳۳۰رئیس اداره مستقل مطبوعات شد و ۱۳۳۲مشاور ارشد مطبوعاتی محمدظاهر شاه شد.

آقای خلیلی در سالهای بعدی به کارهای دیپلماتیک رو آورد و چند سال سفیر افغانستان در عربستان سعودی و عراق بود.

این شاعر سیاستمدار پس از کودتای هفتم ثور/اردیبهشت ۱۳۵۷از کارهای دولتی کناره گرفت و مدتی در اروپا و آمریکا بود، اما در سالهای آخر عمرش در پاکستان زندگی می کرد.

آقای خلیلی در این سالها در نکوهش اشغال افغانستان از سوی شوروی سابق و ستایش مجاهدین شعر سرود و مجموعه شعر اشکها و خونها را چاپ کرد.

این مجموعه در سالهای اخیر بارها چاپ شده و برخی دیگر از آثار آقای خلیلی هم در این سالها بازچاپ شده اند.

عکس و زندگی‌نامه‌ای از استاد محمّد قهرمان

محمد قهرمان تربتی شاعر، نویسنده، حقوقدان، محقق، مصحح، پژوهشگر، صائب شناس، مولف و ادیب ایرانی در دهم تیر سال 1308 در تربت حیدریه چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در تربت گذراند و آن گاه به مشهد رفت.

از سال 1326 در دبیرستان با مهدی اخوان ثالث آشنایی یافت و این آشنایی به رفاقت و دوستی نزدیک آن دو منتهی شد. بیست ساله بود که غزلی با این مطلع ساخت و آن را برای ملک الشعرای بهار خواند:

تا ازو دورا یکی ور سر میه

دل مگه هونا دره دلبر میه

بهار وی را به ادامه کار تشویق کرد. از آن پس شعر قهرمان بازتاب بخشی از سنت شاعرانگی ایرانی شد.

پس از دیپلم به تهران رفت و لیسانس حقوق قضایی گرفت. در سال های 1340 تا 1367 کتابدار دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مشهد بود.

او از دوران تحصیل به سرودن اشعار محلی به لهجه تربتی و تفحص در سبک هندی سرگرم بود. او سبک هندی در شعر فارسی را پس از امیری فیروزکوهی و احمد گلچین معانی به تنهایی پاس داشته و اعتبار بخشیده است.

از آثار او است:

تصحیح دیوان صیدی تهرانی.

حاصل عمر، مجموعه اشعار تا پایان سال 1382.

خدی خدای خودم، شعرهای تربتی.

با یادهای عزیز گذشته: ده نامه مفصل از مهدی اخوان ثالث به محمد قهرمان با موضوع بررسی و نقد ادبی با تصویری از زندگی اخوان ثالث در تهران.

خلوت خیال، غزلیات و ابیات برگزیده مولانا صائب تبریزی.

تصحیح دیوان محمد قلی سلیم تهرانی.

فریادهای تربتی، در حدود 1700 دو بیتی محلی.

تصحیح دیوان میرزا قلی میلی مشهدی.

برگزیده اشعار صائب و دیگر شعرای معروف سبک هندی، 1376، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، شش + 242 ص. کتاب درسی دانشگاه ها. به صورت بریل نیز درآمده است.

حکومت خیال: غزلیات و ابیات برگزیده مولانا صائب تبریزی، با مقدمه امیری فیروزکوهی، 1380، اصفهان: شاهنامه پژوهی، 534 ص.

تصحیح دیوان ابوطالب کلیم همدانی، 1369، مشهد: آستان قدس رضوی، موسسه چاپ و انتشارات، هشتاد و هشت + 751 ص.

تصحیح دیوان حاجی محمدجان قدسی مشهدی، 1375، مشهد: دانشگاه فردوسی (مشهد)، 1131 ص.

تصحیح دیوان صائب تبریزی، 1364 تا 1370، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی / 1375، ش جلد.

تصحیح دیوان میررضی دانش مشهدی شاعر سده یازدهم، برای موسسه پژوهش و مطالعات عاشورا - گروه ادبیات ایران، 1378، مشهد: تاسوعا، دوازده + 524 ص. معرفی از سوی علی رضا ذکاوتی قراگزلو در کتاب ماه ادبیات و فلسفه، س 4، آذر 1379، ش 38، ص 33.

تصحیح دیوان ناظم هروی: شاعر سده یازدهم، 1374، مشهد: آستان قدس رضوی، موسسه چاپ و انتشارات، هفتاد و دو + 1032 ص.

صیادان معنی: برگزیده اشعار سخنسرایان شیوه هندی، 1378، تهران: امیرکبیر، 1015 ص.

مجموعه رنگین گل: گزیده اشعار صائب تبریزی، تهران: سخن، 1373، 403ص / چاپ سوم 1374 / چاپ چهارم 1375 / خانم ملاحت طلایی، این اثر را به سال 1376 به صورت نوار کاست عرضه کرد.

نغمه های قدسی: مجموعه اشعار استاد شادروان غلامرضا قدسی، با مقدمه مهرداد اوستا، 1370، مشهد: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خراسان، 306 ص.

شعرهای او در مجلاتی همچون در راه هنر، دفترهای زمانه و هیرمند.

فهرست منابع

شناخت نامه محمد قهرمان، تالیف رضا افضلی.

پردگیان خیال، ارج نامه محمد قهرمان.

صفحه محمدقهرمان در فیس بوک.

کتابشناسی ملی ایران.

کتاب ماه ادبیات و فلسفه، ش 25، ص 44.

فهرست مستند اسامی مشاهیر و مولفان.

فهرست مقالات فارسی از ایرج افشار.

آخرین دست خط استاد سید حسن میرخانی

اخرین خط مرحوم سیدحسن میرخانی در بستر بیماری

منبع

السّلام علیک یا زینب الکبری

 

حوریان از غم تو لطمه به صورت بزنند

 

قدسیـان ناله برآرند که "جانم زینـب"

درگذشت یک شاعر زن ایرانی

شهزاد بهشتی شاعر اصفهانی و همسر سیّدهادی میرمیران از دنیا رفت.

به گزارش خبرآنلاین، شهزاد بهشتی شامگاه شنبه 13 خردادماه در اصفهان در منزلش درگذشت. این شاعر پیشکسوت مبتلا به بیماری دیابت بود.

بهشتی اول آذرماه 1325 به دنیا آمد و سال‌ها در خارج از ایران زندگی کرد.

وی در سال‌های دهه 80 هفت مجموعه شعر با نام‌های‌ «پیوست به شمار یک»، «سوی مدار سحر»، «شان اندیشه »، «ضرب فضا»، «ورد ورود»، «لوجه‌های آغازین» و «تشکل» منتشر کرد.

در ادامه یکی از شعرهای این شاعر را می‌خوانید:

جدا شدن برگی از درخت
هم زمان شد
با نشستن گنجشکی به لب حوض
نوشیدن آب هم زمان شد
با چکیدن قطرهای باران
سرازیر شدن بخار پشت شیشه
هم زمان شد
با رفتن تو از در
آمدن تو از در تو
و هر افتادنی

از درخت

سردیس مهدی اخوان ثالث در آرامگاه فردوسی

سردیس مهدی اخوان ثالث، شاعر خراسانی بر بالای آرامگاه او در توس در جوار فردوسی توسی نصب شده است. این سردیس را علیرضا قدمیاری ساخته است.

عكس: ايسنا

همایش عمّان سامانی

شنبه.../ ششم خرداد.../ برج میلاد.../ سالن همایش ها.../ ...

دیدار آقایان مجاهدی، سازگار، سنگری، برقعی و محمّدزمانی و شنیدار نوای حاج آقامحمود کریمی همه پیرامون شعر و شخصیّت جناب عمّان مغتنم بود.

وقتی من (جواد هاشمی) و آقامیثم وارد مجلس شدیم، هنگام پخش نماهنگ بود.

سهم ما از جلسه صحبت های دکتر سنگری و دکتر ایازی بود.

روضه خوانی آقای کریمی هم حسن ختام محفل.

افسوس که از مقدّمه ای که در چند سال پیش بر دیوان عمّان سامانی نوشته بودم، در کتاب شناخت نامه ی عمّان سامانی که به همین بهانه انتشار یافته بود و معرّفی شد، بهره نبردند.

*****

کتاب پلک صبوری هم رونمایی شد

که به مدایح و مراثی سیّدتنا و مولاتنا زینب الکبری (روحی فداها) پرداخته بود:

پلک صبوری می‌گشایی

و چشم حماسه‌ها

روشن می‌شود

کدام سرانگشت پنهانی

زخمه به تار صوتی تو می زند؟

که آهنگ خشم صبورت

عیش مغروران را

منغص می‌کند

می دانیم تو نایب آن حنجره مشبکی

که به تاراج زوبین رفت

و دولت مهمانسرای داغ‌های رشید است

ای زن !

قرآن بخوان

تا مردانگی بماند

قرآن بخوان

به نیابت کل آن سی جزء

که با سرانگشت نیزه

ورق خورد

و تجوید تازه را

به تاریخ بیاموز

و ما را

به روایت پانزدهم

معرفی کن

قرآن بخوان

تا طبل هلهله

از‌ های و هو بیفتد

خیزران

عاجزتر آن است

که عصای دست شکست‌های بزک شده باشد

شاعران بی چاره

شاعران درمانده

شاعران مضطر

با نام تو چه کردند؟

تاریخ زن آبرو گیرد

وقتی پلک صبوری می‌گشایی

و نام حماسه ای ات

بر پیشانی دو جبهه نورانی می‌درخشد:

زینب!

«سید حسن حسینی»

غریب ترین آشنا

به لطف خداوند و عنایات حضرات آل الله علیهم صلوات الله کتاب «غریب ترین آشنا»، پیرامون زندگانی و شخصیّت

حضرت امّ کلثوم سلام الله علیها

به پژوهش استاد علی اکبر مهدی پور و در بخش اشعار به گزینش جواد هاشمی «تربت» و میثم کریمی

توسّط انتشارات آرام دل به چاپ رسید و نماشگاه کتاب امسال را مزیّن کرد.

محفل ادبی فرات 3

عصر دوشنبه‌ی اوّل خرداد، چهارمین جلسه‌ی ادبی که به یاری خداوند متعال در حوزه‌ی شعر مذهبی و آیینی آغاز به کار کرده است، برگزار شد.
حضور مجلس انس بود و دوستان جمع. بزم شعر و ادب خوبی بود. قاسم صرّافان مجری و گرداننده‌ی جلسه بود. سیّداحمد علوی، سعید خرّازی، خورشیدی، بابامیری، صدرا حسین زاده، بیابانی، عسکری، میثم کریمی و دوست دیگرم علی‌اصغر افروز و سیّد عمّار موسوی حضور داشتند. نام برخی از یاران را هم نمی دانم.
ناقدان ادبی این جلسه آرش شفاعی و سیّد مهدی حسینی بودند که از نقطه نظراتشان نکات بسیاری آموختیم.

السّلام علیک یا مولانا و مقتدانا یا اباالحسن علیّ بن محمّد الهادی



جنبش وبلاگی فدائیان امام هادی النقی(ع)

 

ما سامرا نرفته گدای تو می شویم

ای مهربان امام! فدای تو می شویم

هادیّ خلق! کوری چشمان دشمنان

پروانگان شمع عزای تو می شویم