چهار اثر تازه از محمل
1. حنجرهی صبح (حضرت علي اصغر عليهالسّلام)
2. رسول ظهر (حضرت علي اكبر عليهالسّلام)
3. مهتاب غروب (حضرت اباالفضل العبَاس عليهالسّلام)
4. شعلهي شام (حضرت رقيّه عليهاالسّلام)
اشعار عاشورايي در اين چهار اثر، همان اشعار دو جلد كتاب «جرس فرياد مي دارد * كه بربنديد محملها» ميباشد كه اينك غزل و مثنوي از دو كتاب مذكور در يك كتاب با قطع پالتويي عرضه شده است.
مشتاقان می توانند این دوره را در نمایشگاه کتاب از نشر امینان ( راهرو ۸ * غرفه ۷) تهیّه کنند.
تقدیم به ساحت حضرت امّ البنین (سلام الله علیها)
زن، رشک حور بود و تمنای خود نداشت
چون آسمان نظر به بلندای خود نداشت
اسمی عظیم بود که چون راز سر به مهر
در خانه ی علی، سر افشاي خود نداشت
امّ البنین کنایه ای از شرم عاشقی است
کز حجب، تاب نام دل آرای خود نداشت
در پیش روی چهار جگرگوشه ی بتول
آیینه بود و چشم تماشای خود نداشت
زن؟ نه! همای عرش نشینی که آشیان
جز کربلا به وسعت پرهای خود نداشت
در عشق، پاره های جگر داده بود و لیک
بعد از حسین، میل تسلّای خود نداشت
عمری به شرم زیست که عبّاس، وقت مرگ
دستی برای یاری مولای خود نداشت
غزل نفس زخمی
چها به روز من از روزگار میآید
تعجّبی نبود گر نفس شمرده زنم
به سینهام ز نفس هم فشار میآید
کجایی؟ ای اجل! ای حسرت خزانزدگان!
بیا که گر تو بیایی، بهار میآید
ز گریه منع کنندم، مگر نمیدانند؟
ز شمع، گریهی بیاختیار میآید
به سختی اشک علی را ز چهره پاک کنم
هنوز دست شکسته به کار میآید
علی ز فاطمه بوی فراق میشنود
قرار من به برم بیقرار میآید
به حیرتم که علی «رستگار»، بعد از این
چگونه با غم زهرا کنار میآید
سیّد محمّد رستگار
* صائب تبریزی